غلامحسين افضل الملك

51

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

يك فرسنگ رانده شود در خارج جاده قلعه‌ايست كه آن را « علىكورى » گويند و اهالى آنجا زراعت دارند . بعد از علىكورى كه فرسخى رانده شود در سر سه فرسخى باغ شن جائى در ميان تپه‌هاى كوه است . كه آن را « آب دزآباد » گويند . از آنجا نهرى جارى است كه به « دزآباد » ميرود . در پاى اين نهر پانزده اصله درخت گردو است . ديگر آبادى و خانوارى در پاى آب نيست مگر در نيم فرسخى در پائين و بالاى نهر كه دو قلعهء آباد است و خانوار زياد دارد و مشهور به « دزآباد » عليا و سفلى است . دزآباد عليا جزء موقوفات آستانهء مقدسهء رضويه است . حاصل املاك را به مشهد ميفرستند دزآباد سفلى جزء موقوفه نيست متعلق به خرده مالك است . از چنگ عباسى تا سراب دزآباد باز چند نهر ديگر ديده مىشود حدّ و سدّ خاك نيشابور تا سر آب دزآباد است از اينجا ببعد جزء خاك مشهد است . در سر چهار فرسخى قدم‌گاه قريهء « فخر داود است كه محل بارانداز و قوافل است . بيست خانوار رعيت در اينجا است كاروانسراى شاه عباسى در اينجا ساخته شده است . دو قهوه‌خانه در اينجا داير است . فخر داود جزء خاك مشهد است . از چنگ عباسى تا فخر داود بايد در كنار و ميان كوهها و تپه‌ها عبور كرد . من در فخر داود پياده شده ، چاى خورده ، و قدرى خوابيده بعد سوار شده به طرف « شريف‌آباد » راندم در سر پنج فرسخى جائى است كه آن را « ده نو » گويند . ملك شوكة الدولهء خراسانى است . قابل اعتنا نيست و بلافاصله نزديك ده نو جائى است كه آن را « سفيددار » گويند چند خانوار در اينجا است و نهر آبى در اينجا روان است . قهوه‌خانه در اينجا ساخته‌اند كه مردم لختى در اين محل راحت كرده حركت كنند تازگى سفيدار را به « محمودآباد » موسوم ساخته‌اند . در پشت قريهء سفيددار از دور خارج از جاده ده بسيار بزرگى نمايان است كه آن را « بارش » گويند . از سفيددار تا شريف‌آباد دو فرسخ ديگر مسافت است . هنگام صبح به « شريف‌آباد » رسيده امروز در اينجا توقف شد . شريف‌آباد داراى سى خانوار رعيّت است . آب آنها از قنات مىباشد . يك كاروانسرائى در اينجا مرحوم عيسى خان قرائى ساخته كاروانسرائى بهتر از آن از ابنيهء خيريهء مرحوم